هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
281
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
فرمودند : « گردش كردن در سرحد او لازمش كلات « 1 » است . حال كه ناخوشى رفع شد ، به اتفاق به كلات مىرويم . » بعد ، بهطور مختصر حركت كرديم رو به كلات . حاجى على نقى خان فوج « 2 » « قرائى » ، محمد صادق خان سرتيپ قزاق ، با 100 نفر از سوارهاى « قزاق » همراه بودند . حركت به منزل اسماعيل خان هزاره [ اى ] . جناب نصرت الملك ، با جمعى از اركان خراسان همراه بودند . اركان خراسان ، در بين راه مراجعت كردند . شب ، در منزل اسماعيل خان هزاره [ اى ] ، جناب صاحبديوان ، ايالت « 3 » خراسان را به نصرت الملك پرداخت . روزىكه به منزل اسماعيل خان مىرفتيم ، از سوارهاى اسماعيل خان 264 نفر حاضر بودند ، سان ديدند . چه سوارهاى شايسته [ و ] تفنگهاى خوب [ و ] اسبهاى خوب [ ى ] . الحق ، خود اسماعيل خان ، شايستگى دارد . خيلى بر شكوه سوار افزوده است . شب ، در منزل سورسات « 4 » حاضر كرد از براى اردوى جناب صاحبديوان ، اما قبول نفرمودند . توسط « 5 » زيادى كردم تا قبول نمودند . 100 تومان با يك طاقه شال ، كه 50 تومان ارزش داشت ، پيشكش آورده بودند ، با 15 كلّهقند . بعد ، يك « لباده ترمه كشميرى » خلعت دادند . سردارى كشميرى هم به پسر اسماعيل خان هزاره [ اى ] كه سرهنگ سوار باشد ، دادند . از آنجا فردا صبح حركت كرديم . رفتيم به خوش هواى معتمد السلطنه باغى داشت . ميان باغ ، چادر كشيده بودند . طرف عصرى ، موزيكانچىهاى قرايى ، موزيكان مىزدند . بسيار خوب مىزدند . صاحبديوان ، حالت خوشى داشت . بىحساب زيادى گفت . من او را كتك زدم .
--> ( 1 ) . كلات ( kalat ) مركز شهرستانى است نوبنياد در شمال استان خراسان رضوى ، كه 1670 خانوار و 7178 نفر جمعيت دارد . ( 2 ) . در اصل : فوح ( 3 ) . در اصل : عيالت ( 4 ) . سورسات يا سيورسات ( soyursat ) ، بهمعناى زاد و توشه . ( 5 ) . وساطت ، ميانجىگرى .